شبنم و سنگ

عشق سوء تفاهمی است که با یک متاسفم فراموش میشود

به خاطر داشته باشید که

مردم گفته های شما را فراموش می کنند

مردم اعمال شما را نیز از یاد خواهند برد

ولی هرگز

احساس ترا نسبت به خویش

از یاد نخواهند زدود..


نوشته شده در سه شنبه 1 آذر 1390 ساعت 05:57 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم

و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا میرویم

و میان این دو سادگی

معمایی می سازیم

به نام


     "زندگی"

نوشته شده در جمعه 3 تیر 1390 ساعت 06:44 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

دهانت را می بویند

                  مبادا گفته باشی

 

                              "دوستت دارم"


نوشته شده در جمعه 6 خرداد 1390 ساعت 08:51 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

خداوندا كمكم كن تا ببخشم كسانی را كه هر چه خواستند با من، با

دلم، با احساسم كردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند..

پروردگارا! به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نكشم برای كسانی

كه دلم را شكستند.


نوشته شده در دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 ساعت 09:20 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |


و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های



دنیای فانی، جرس از كاروان از رحیل مسافری خبر



میدهد كه در سكوتی، آغازی بی پایان را می سراید







نوشته شده در دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 ساعت 09:01 ق.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

آدمهای ساده را دوست دارم همانها كه بدی هیچكس را باور ندارند

همانها كه برای همه لبخند دارند همانها كه همیشه هستند برای همه هستند.

آدمهای ساده را باید مثل یك تابلوی نقاشی ساعتها تماشا كرد

عمرشان كوتاه است بسكه هر كسی از راه میرسد یا ازشان سو استفاده می كند

یا زمینشان می زنند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد

آدم های ساده را دوست دارم

                  "بوی ناب آدم میدهند"

نوشته شده در جمعه 13 اسفند 1389 ساعت 12:28 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

اندیشیدن به پایان هر چیز، لذت کنون را از بین

می برد
بگذار پایان ترا غافلگیر کند


درست مثل آغاز..

نوشته شده در چهارشنبه 1 دی 1389 ساعت 09:17 ق.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

سنگ از کمان پسرک رها شد

به سینه ی شیشه خورد

آنرا شکست

سنگ کنار خرده های آن نشست

شیشه که صد پاره شده بود نالید، خدایا شکرت..

سنگ با تعجب پرسیبد: خدایا شکرت؟

شیشه ی شکسته گفت: وقتی که تنها باشی

همنشینی سنگ هم موهبتی ست


نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1389 ساعت 02:49 ق.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

تو می آیی
می دانم که می آیی..
تو را دیشب من از لحن عجیب بغض هایم
خوب فهمیدم
تو را بی وقفه از باران پاک چشم هایم سیر نوشیدم
تو می آیی..
می دانم که می آیی
و بر ابهام یک بودن، نگین آبی احساس می بندی
و از تکرار پوچ لحظه های سرد تنهایی
مرا بر نبض پرکار شکفتن می نشانی
تو می آیی..
خوب می دانم..
که پروانه، نشانت را میان قاصدک ها دید
میان قاصدک هایی که از من تا بی نهایت دور می شد، دید
تو می آیی من را از نگاه سرد آیینه
شبیه دختری از جنس یک پرواز
میان گرمی دستان پر مهرت دوباره باز می گیری
تو می آیی..
و من این را
شبیه حجم یک بوییدن مطبوع از آواز اقاقی های سرگردان
شبیه یک قنوت سبز نیلوفر، میان برکه ای عریان
دوباره خوب فهمیدم!
تو می آیی..
می دانم خوب می دانم که می آیی
و من را در حریم امن چشمانت به آرامش
به فردایی پر از شوق و تپش هایی مقدس، می رسانی

نوشته شده در جمعه 26 شهریور 1389 ساعت 12:07 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دلتنگ،

گاه باید رویید در پس این باران،

گاه باید خندید بر غمی

بی پایان!!!

 


نوشته شده در یکشنبه 31 مرداد 1389 ساعت 02:14 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

آنكه با زندگی می سازد می بازد، با زندگی نساز زندگی را بساز


نوشته شده در شنبه 23 مرداد 1389 ساعت 06:43 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

انقدرزیبا دوستت داشتم که باورت نمی شد؛

 انقدر که

در بهت و ناباوری گفتی:

                     « همه چیز را فراموش کن .»    

         

حال انقدر زیبا  و ساده

همه چیز را فراموش کرده ام

که باورت نمیشود.


نوشته شده در شنبه 23 مرداد 1389 ساعت 12:01 ق.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

 

اونی که لبخند تلخ خیانتش ذره ذره جگرتو میسوزونه...

همونه که یه روز لبخنداش اونقدر مستت میکنه

که دلتو بهش به امانت میسپاری ...


نوشته شده در جمعه 22 مرداد 1389 ساعت 11:40 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

ای كه از اول جاده به سكوت شدی گرفتار          منو از خاطره كم كن تا ابد خدانگهدار

 


نوشته شده در دوشنبه 4 مرداد 1389 ساعت 12:20 ب.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |

زندگی منم رسید به آخر خط

ولی میسازمش دوباره و از نو

زندگی با تو و بی تو ادامه داره

میتونستی همراه خوب زندگیم باشی

...

هر وقت دفتر محبت رو ورق زدی

هر وقت دلت گرفت و تنها شدی

یه گوشه از ذهنت فقط بگو:

                              "یادت بخیر.."


نوشته شده در دوشنبه 4 مرداد 1389 ساعت 09:44 ق.ظ توسط مدیر:1390 نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت